تنها برای تو
جایی شلوغتر از تنهایی من وجود نداره...!!!
بیداد می کند يه وقتايی يه غريبه ميتونه بهترين دوستت بشه همونطور كه بهترين دوستت هم ميتونه يه روزی برات يه غريبه بشه !!! دیگر به تو فکر نمیکنم.... گناه است.... چشم داشتن به مال غریبه ها.... مـن خـیـلی وقـتـا سـاکتم سردم... تــو دائــم از آیـنـده مـی پــرســی... " ﻋﺎﺩﺕ " ﭼــﻪ ﻃﻌﻢ ِﺗﻠﺨـﮯ ﺩﺍﺭﺩ... ﻭﻗﺘــﮯ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑــﺎ دوست داشتن ﺍﺷﺘﺒــــﺎﻩ ﺑﮕﯿــــﺮیم خـــــــــــدایـــــــا قــــربون دســتـــت مــیشه بگــــی دکمـــه کنـــسلــش کجاست ؟! به اندازه کافـــــــی بـــدبختـــــی دانـــلود کـــردیم
بســـه دیـــگــه وقتی قبلا بهترین ها رو توی یه نفر دیده باشی سخت می تونی خوبـی ها رو تو یکی دیگه پیدا کنی واسه همین همیشه تنهایی و خاطره دمار از روزگارت در میاره + دیگری نوشت : هه ... من چی میگم... شما ....!!! دختر.. من نگران و خوب و بهتر نیستم... اصلا بی خیال... همینه میگم نمیگیریم حرف همو..!!! مثه من ،کسی توی دنیا نبود / کسی شاید اینجوری تنها نبود یه وقتایی آدم از روی دوست نداشتن از یکی فاصله میگیره ... تنهایی آدمی را عَوض
میکند. از تو چیزی میسازد
کہ هیچ وقت نبودی... گاهی آنقدر بی تفاوت
می شوی کہ حتی اگر در جایی با هم دیدیشان حتی پلک هم نزنی! گاه آنقدر حساس کہ
خاطره هایش تو را یکسره خاکستر کند! ... آنقدر با خودت حرف می زنی کہ وقتی به او رسیدی لام
تا کام دهانت باز نمی شود . ساعتها زیر دوش می
نشینی بہ کاشی های حمام خیره می شوی... غذایـت را سرد می
خوری... ناهار ها نصفه شب ،
صبحانه را شام! ساعتها بہ یک آهنگ
تکراری گوش می کنی و هیچ وقت آهنگ را حفظ نمی شوی! شبها علامت سوالهای
فکرت را می شماری تا خوابت ببرد! . . . . تنهایی از تو آدمی میسازد
کہ دیگر شبیه آدم نیست.....
سنگین ترم می کنی با قضاوت هایت
اینگونه است که در خود فرو می روم
آنجا که قضاوتی نیست…
و درد…
![]()
مـن عــاشـق بــــارون و گـیـتــارم...
مــن روز هـا تـا ظـهر مـی خـوابـم...
مـن هـر شـبـو تــا صـبـح بـیــدارم...
وقتی که می روم تو خودم شاید....
پــایــیــز ســــال بــــعـد بــرگــردم...
مــن حــال فــردامــم نـمی دونــم...

بعضیا رو نباید دید؛
بعضیا رو باید بخشید؛
از بعضیا باید حذر کرد؛
بعضیا رو باید فقط دوستشون داشته باشی؛
بعضیا رو باید براشون جون داد؛
...ولی از هیچ کسی نباید انتظار داشت
دلم از غم لحظه ها میگرفت / از این روزگاری که با ما نبود
خستــــه اااام
منو بی خودت راهیه قصه کردی! / دله عاشقم رو پر از غصه کردی
کسی حرفه این خسته رو گوش نکرد / دلم این شکستو فراموش نکرد
خستــــه از آسمون، از زمین ،آدما/ من تورو دارم اینجا فقط ای خدا
یه وقتایی از ترس "وابســــــــتـگی"!...
شـآيـَد تَـنـهآ دَليلَـش ايـن بـآشـَد كـه...
اَگَــر كنــآرَم بـآشـﻲ...
ديگَــر هيـچ وَقت
هيـچ چيـز ...
اَز او نَخــوآهـَم خوآست ...!
تیـــــ ـغ روزگار شاهرگ "کلامم" را چنان بریده ، که سکوتم "بند" نمی آید !
| Design:ManiYa |


